سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

586

تاريخ ايران ( فارسى )

اين دو قسمت نمايندگانى از خاندان قديم اشكانى حكمرانى مينمودند ولى استقلال ملى ارمنستان به كلى معدوم گرديد ، چنان كه استقلال ملى لهستان در سالهاى اخير به همان ترتيب و به همان دليل معدوم گرديده است . آرى ، اشراف متمرّد و گردنكش در هردو جا مصالح مملكت خود را نسبت بمنافع و ترقيات شخصى بيشتر قربانى مناقشات جزئى و عداوت‌هاى شخصى نموده و نتيجه در مورد آن كشور باستان اين شد كه دولت ارمنستان محو و نابود شده و مسئله ارمنى آغاز گرديد بهرام چهارم 388 - 399 ميلادى بعد از مرك شاپور سوم بهرام جانشين وى گرديد . از مضمون امضاء و سجل اين پادشاه كه محفوظ مانده و آن سر صفحهء فصل جارى را تشكيل ميدهد چنين معلوم مىشود كه او قبلا پادشاه كرمان بوده است . در زمان سلطنت او خسرو والى ( استاندار ) ارمنستان ايران از اينكه حكومت ولايات رومى هم واگذار بوى گرديد باستظهار كمك تئودوسيوس از تابعيت ايران بناى سرپيچى و ياغيگرى را گزارد ، ولى آن امپراطور عاقل براى احتراز از جنگ خسرو را بسر نوشت خودش باقى گذاشت و مساعدتى به او ننمود و بالاخره نامبرده دستگير شده در قلعه و دژ فراموشى زندان دولتى محبوس گرديد و برادر وى بهرام شاپور بجاى او استاندار ارمنستان شد و از وقايع سلطنت بهرام چهارم چيز ديگرى ذكر نشده است تا در يك شورشى بدست يكى از سربازانش مقتول گرديد . يزدگرد گنه‌كار 399 - 420 ميلادى يزدگرد اول بجاى بهرام بر تخت نشست . او ظاهرا شخص ملايم و صلح‌خواهى بود ، ولى اگر رزمجوئى و سلحشورى اسلافش در وى وجود داشت موقع براى جنگ كاملا مناسب و مقتضى بوده است ، چه دولت روم در اين اوقات گرفتار جنگهاى داخلى و تهاجمات برابره بود . توطئه و دسته‌بندى و ياغيگرى و طغيان ، تاراج روم بدست آلريك « 1 » در 410 ميلادى به كلى آندولت را از پا درافكنده بود . واقعا فتح سوريه و آسياى صغير در آنوقت خيلى آسان و يزدگرد باحتمال قوى ميتوانست تمام ولايات متصرفى سلاطين هخامنشى را پس بگيرد ، ولى روابط ايران و روم بسيار

--> ( 1 ) - Alaric .